The Story Behind Toy Story | Puyanama Episode 93
اپیزود نود و سه پویانما اومد! این دفعه یهراست رفتیم پشت صحنهی «داستان اسباببازی»؛ اولین فیلم بلند تمامکامپیوتری تاریخ سینما.
نود و سه! هر بار این عدد رو مینویسم، بیاختیار یه لحظه مکث میکنم. از سال ۱۳۸۹ که با امید پویانما رو راه انداختیم، بیشتر از شونزده سال گذشته.
این دفعه از پاییز پراگ ضبط کردیم؛ با برگهای زرد و نارنجی پشت پنجره، و قصهای که سالها دلم میخواست درست و حسابی تعریفش کنم.
شاهکاری که نزدیک بود هیچوقت ساخته نشه
«داستان اسباببازی» سال ۱۹۹۵ اومد و قواعد بازی رو برای همیشه عوض کرد. ولی توی این اپیزود فقط دربارهی خود فیلم حرف نمیزنیم؛ میریم سراغ دو تا آدم یکدنده و رؤیاپرداز که این شاهکار رو ممکن کردن: جان لستر و اد کتمول.
جان لستر، انیماتور جوونی که دیزنی چون زیادی از آیندهی کامپیوتر حرف میزد، درِ خروجی رو نشونش داد.
اد کتمال، کسی که از دوران دانشگاه یه رؤیا تو سرش بود که خیلیها بهش میخندیدن: ساختن اولین فیلم بلند کامپیوتری دنیا.
وسط راه هم چی نبود! پیکسار هی پول از دست میداد، سختافزار میفروخت و آگهی تبلیغاتی میساخت که فقط چراغ استودیو روشن بمونه. رندر هر فریم ساعتها طول میکشید، و یه روز تلخ که بهش میگن «جمعهی سیاه»، کل پروژه رو تا لبهی تعطیلی برد.
توی این اپیزود میبینیم این آدما چطوری از اینهمه دیوار رد شدن، داستان رو از نو نوشتن و چیزی ساختن که بعد از سی سال هنوز هم که هنوزه تازهست. یه کم هم دربارهی زبان بصری پیکسار حرف زدیم، و این که چرا دیزنی با «یکی بود، یکی نبود» شروع میکرد و پیکسار با یه «اگه»ِ بازیگوش.
چهار تا سؤال برای شنیدن
اپیزود رو گوش کنید تا جواب این چهار تا سؤال رو پیدا کنید:
شخصیت اصلی اولین نسخهی داستان، قبل از وودی و باز، کی بود؟
«جمعهی سیاه» پیکسار چه روزی بود و چرا نزدیک بود همهچیز رو تموم کنه؟
چرا قهرمانهای اولین انیمیشن بلند کامپیوتری، اسباببازی بودن؟
کدوم نویسندهی معروف، که بعداً «بافی، قاتل خونآشامها» رو ساخت، به فیلمنامه کمک کرد؟
تقدیم به شما
این اپیزود رو تقدیم میکنم به همهی شمایی که این روزا با دلِ نگرون اخبار ایران رو دنبال میکنید؛ چه اونجایید، چه مثل من دور از خونه.
به همهی هنرمندا و انیماتورایی که توی همین شرایط هنوز طراحی میکنن، هنوز رندر میگیرن و هنوز رؤیا میسازن فقط یه چیز میگم: کاری که میکنید کوچیک نیست. ساختن توی روزای سخت، خودش یه جور مقاومته.
شاید برای همینه که قصهی «داستان اسباببازی» این روزا اینقدر به دلم نشسته؛ فیلمی که بارها تا لبهی سقوط رفت، ولی آدماش دست از ساختن برنداشتن.
بخش دوم و شنیدن اپیزود
مثل همیشه، بخش اول مال خودِ محتواست، دقیق و مستند. بخش دوم هم که میدونید… حرفای خودمونی و نظرات شخصی منه؛ همون بخشی که هرچی میگید کمش کن، باز دلم نمیاد حذفش کنم!
اپیزود ۹۳ رو توی Apple Podcasts، Spotify، Castbox و بقیهی پلتفرمهای پادکست میتونید بشنوید. اگه خوشتون اومد، برای رفقای انیمیشنیتون هم بفرستیدش و جواب اون چهار تا سؤال رو هم برام بنویسید.
با هم بمونیم، و با هم بسازیم.
توحید